روابط عمومی در میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی؛ از اطلاعرسانی سازمانی تا روایتسازی هویت و توسعه :
روابط عمومی در حوزه میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی دیگر صرفاً یک ابزار اطلاعرسانی نیست، بلکه به نهادی اثرگذار در روایت هویت فرهنگی، توسعه گردشگری و تقویت سرمایه اجتماعی تبدیل شده است؛ نقشی که در استانهایی مانند گلستان، با تنوع تاریخی و فرهنگی، اهمیتی دوچندان دارد.
مسعود زیارتی مسئول روابطعمومی و امورفرهنگی ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان گلستان در یادداشتی به مناسبت روز جهانی روابطعمومی و ارتباطات، نوشت: در جهان امروز، روابط عمومیها از قالب سنتی اطلاعرسانی فاصله گرفته و به بازیگران اصلی عرصه معنا، روایت و ادراک عمومی تبدیل شدهاند. این تحول در حوزههای تخصصی مانند میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، ابعاد پیچیدهتر و در عین حال راهبردیتری پیدا کرده است؛ چرا که این حوزهها تنها با «سازمان» سروکار ندارند، بلکه با «هویت»، «فرهنگ» و «تصویر ذهنی جامعه» گره خوردهاند.
در استان گلستان که بهعنوان یکی از کانونهای مهم تنوع فرهنگی، تاریخی و طبیعی کشور شناخته میشود، روابط عمومی در حوزه میراثفرهنگی نقشی فراتر از انتشار اخبار ایفا میکند. اینجا هر خبر، هر تصویر و هر روایت، بخشی از بازنمایی یک سرمایه تمدنی است که باید با دقت، ظرافت و نگاه راهبردی به جامعه عرضه شود. در واقع، روابط عمومی در این حوزه را میتوان «واسطه میان گذشته و آینده» دانست؛ واسطهای که میراث تاریخی را به زبان امروز ترجمه میکند.
یکی از مهمترین کارکردهای روابط عمومی در این حوزه، «روایتسازی هویت فرهنگی» است. میراثفرهنگی تنها مجموعهای از آثار تاریخی نیست، بلکه حامل معنا، سبک زندگی و حافظه جمعی یک ملت است. اگر این میراث بهدرستی روایت نشود، در سطح افکار عمومی به مجموعهای از اشیاء و بناهای بیروح تقلیل مییابد. اینجاست که روابط عمومی با تولید محتوای هدفمند، مستند و جذاب، به احیای معنای فرهنگی این آثار کمک میکند و آنها را به بخشی از زندگی امروز جامعه پیوند میزند.
در حوزه گردشگری نیز روابط عمومی نقش تعیینکنندهای در شکلدهی به «تصویر مقصد» دارد. انتخاب یک استان یا شهر بهعنوان مقصد سفر، بیش از آنکه یک تصمیم صرفاً اقتصادی باشد، یک تصمیم ذهنی و احساسی است. این تصویر ذهنی از طریق روایتهای رسانهای، محتوای دیجیتال، تجربه گردشگران و عملکرد روابط عمومی شکل میگیرد. بنابراین، روابط عمومی در گردشگری نه فقط اطلاعرسان، بلکه «طراح تصویر مقصد» است؛ تصویری که میتواند جریان گردشگر را تقویت یا تضعیف کند.
در بخش صنایعدستی نیز روابط عمومی نقشی حیاتی در معرفی هنرمندان، محصولات و ارزشهای فرهنگی نهفته در این هنرها دارد. صنایعدستی تنها کالاهای مصرفی نیستند، بلکه حامل فرهنگ، تاریخ و خلاقیت بومیاند. روابط عمومی با معرفی صحیح این ظرفیتها، میتواند به توسعه بازار، حمایت از هنرمندان و ترویج فرهنگ مصرف تولیدات بومی کمک کند. در این میان، روایت زندگی هنرمندان و پشتصحنه تولید آثار، یکی از مؤثرترین ابزارهای ارتباطی برای ایجاد پیوند عاطفی میان مخاطب و محصول است.
با این حال، روابط عمومی در این حوزه با چالشهای جدی نیز مواجه است. یکی از مهمترین چالشها، «کمتوجهی به روایت حرفهای» و بسنده کردن به اطلاعرسانی صرف است. در حالی که مخاطب امروز، بهویژه در فضای رسانههای اجتماعی، به دنبال روایتهای انسانی، جذاب و قابل لمس است. چالش دیگر، ضعف در تولید محتوای چندرسانهای و استفاده ناکافی از ظرفیتهای تصویر، ویدئو و روایت دیجیتال است که میتواند در معرفی میراث و گردشگری نقش تعیینکنندهای داشته باشد.
از سوی دیگر، ورود فناوریهای نوین از جمله هوش مصنوعی، فرصتهای تازهای برای روابط عمومی در این حوزه ایجاد کرده است. تحلیل دادههای گردشگری، شناخت رفتار مخاطب، تولید محتوای هوشمند و هدفمند، و مدیریت بهتر ارتباطات رسانهای از جمله این فرصتهاست. با این حال، استفاده از این ابزارها باید همراه با حفظ اصالت فرهنگی و پرهیز از سطحیسازی میراث باشد.
در نهایت، میتوان گفت روابط عمومی در حوزه میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، یک نقش چندلایه و راهبردی دارد: از یکسو روایتگر گذشته و حافظ هویت فرهنگی است، از سوی دیگر طراح تصویر آینده گردشگری و توسعه فرهنگی محسوب میشود. در این میان، مسئولیت روابط عمومی تنها انتقال پیام نیست، بلکه «خلق معنا» و «توسعه فهم عمومی از میراث» است.
بر این اساس، هرچه روابط عمومی در این حوزه حرفهایتر، خلاقتر و مبتنی بر روایتهای دقیقتر عمل کند، امکان تبدیل ظرفیتهای فرهنگی به فرصتهای توسعهای نیز بیشتر خواهد شد؛ فرصتی که میتواند استانهایی مانند گلستان را در نقشه گردشگری و فرهنگی کشور، پررنگتر و اثرگذارتر سازد


